محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

116

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

ضبطى و نسقى بجاى آورد كه كسى را قدرت آن نبود كه از يكسر تير بيشتر رود و بطريقى در تعظيم و احترام او كوشيد كه جميع آن مردم ، بلكه آن مردك خود هم باور كرد كه شاه اسمعيل است و بواسطهء تابع شدن سولاق حسين جميع حكام و اكابر آن حدود آمده سر بر خط فرمان بردارى نهادند و آنقدر استيلا و سپاه بهم رسانيد كه اگر ارادهء تسخير قزوين ميكرد به آسانى ميسّر ميشد و خبر استيلاى او در اطراف بلاد منتشر شده بواسطه و وسايط باردوى معلّى رسيد و چون نوّاب همايون و اركان دولت روز افزون را خاطر از مهمّات آن حدود مطمئن گشته بود موكب نصرت - ورود بجانب دار السلطنه توجه فرمودند . درين اوقات كه سولاق حسين در خدمت بود با مقرّبان آن مردك نادان بنياد خصوصيت كرده هر يك را به نحوى و هر كدام را بنهجى نسبت به او بد اعتقاد كرده با خود همزبان ساخت و سخن گرفتن او را با اين جماعت در ميان انداخت و در آن حين كه موكب ظفر قرين قريب بدار السلطنهء قزوين رسيد ، سولاق حسين فرصت يافته باتفاق آنجماعت آن مدعى دعى و آن مفتّن شقى را گرفته و دست و گردنش بكمند سياست محكم بسته با خاصان و مقربانش باستقبال موكب جلال ارسال داشتند و چون قريب بدار السلطنه رسيدند ، حسب الحكم همايون خلعتى جهت آن جناب تعيين كردند كه ابره‌اش از شال كسيف و بطانه از بوريا و حصير و حشوش از باروت بود و با جمع مسخره‌ها و اصناف اراذل و رنود و اوباش ، با سازهاى مناسب و خوانندگى و سرود ، پيشباز كردند و او را بر خرى سوار كرده اين جماعت در جلو افتاده فرياد و غوغا و سورن و هايها به اين تعظيم و تكريم به قزوينش رسانيدند . پس از آن بر سر ميدان بردار اعتبار كشيده آتش فنا در شجرهء وجودش زدند و خلعتهاى فاخره و تشريفات نادره جهت امارت دستگاه سولاق حسين فرستاده فرق افتخار و رتبهء اعتبارش از اوج فلك دوار گذرانيدند .